معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
7
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
قولى ديگر در سبب نزول اين سورهء مباركه آنست . و اين قولى است لطيف و نقلى است غريب ، كه چون درياى نبوت ، و بحر ذخار فتوت ، موجى زد و گوهر شب افروز « 1 » ولايت ، در روح عنايت ، يعنى آن دو قرة العين رسول حسن و حسين عليهما السلام بر ساحل عالم وجود آمدند ، روزى حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم آن دو شاهزاده را در كنار گرفته بود ، آن روز گوييا آفتاب و ماهتاب از يك برج تافتند ، و هنوز قيامت ناآمده علامت « وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ » مشاهده مىافتاد آرى : هر كجا در يتيمى « 2 » بود ، در كنار ، موج دريا بود ، و هرجا در سمينى بود برمدار ، اوج سما بود ، ندانم تا آن كنار را عدن گويم « 3 » كه پردر و مرجان بود ، يا چمن گويم كه پرروح و ريحان بود ، اگر عدن پردر و مرجان گويم رواست كه « يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ » و اگر چمن پرروح و ريحان گويم رواست « 4 » كه « هما ريحانتان « 5 » اهل الجنّة « 6 » » . حضرت مصطفى صلى اللّه عليه و آله و سلم گاه لب مبارك بر لب حسن مىنهاد . و گاه روى بر روى امام حسين مىماليد . فرمان قهرمان غيرت الهى « 7 » جل و علا رسيد كه اى جبرئيل از حبيب عليه السلام « 8 » استفسار نماى ، كه اين جگرگوشگان خود را دوست مىدارى ؟ جبرئيل ( ع ) فرود آمده گفت يا رسول اللّه « اتحبهما » اين دو فرزند « 9 » را دوست مىدارى ، فرمود . « اولادنا اكبادنا » چگونه دوست ندارم كه دو پارهء جگر منند ، و دو روشنائى بصر منند ، گفت « 10 » يا محمد كدام يك را دوستتر مىدارى گفت : اين هر دو گل از يك « 11 » فصلند ، و اين هر دو ميوه از يك اصلند ، و هر دو گوهر « 12 » از يك صدفند ، و هر دو اختر از يك برج « 13 » شرفند .
--> ( 1 ) - د : دو گوهر شب افروز ولايت ، لا بلكه دو در درج عنايت يعنى . ( 2 ) - د : آرى هر كجا در ثميى بود در كنار موج . ( 3 ) - د : گويند . ( 4 ) - د : سزاست . ( 5 ) - د : حضرت رسول است . ( 6 ) - د : بدون اهل الجنة . ( 7 ) - د : الهيت ( 8 ) - د : عليه الصلاة و السلام ( 9 ) - د : دو فرزند دلبند خود را ( 10 ) - د : پرسيد ( 11 ) - د : كلمه از يك فصلند ( 12 ) - د : درّ از يك صدفند ( 13 ) - د : هر دو ، درى يك شرفند